علی امیرعسجدی
by on May 23, 2020
3 views
خیال تو دل ما را شکوفه باران کرد
نمیرد آن که به هر لحظه یاد یاران کرد
نســـیم زلف تو در باغ خاطرم پیچیــــد
دشـــت ســـبز دلم را پر از تَـــرانه کرد
چــراغ خــانــۀ ی آن دلفــروز روشَـن باد
که ظلــمت شَــب ما را ســتاره باران کرد
دوچشم مست تو نازم به لحظه های نگاه
که هر چه کرد به ما ناز آن خـــماران کرد
من از نگاه تو مستم بگو که ساقی بزم
چه باده بود که در چشم نازداران کرد
به گیســوان بلندت طلای صبح چکید
ببین که زلف تو هم کار آبشــــاران کرد
دوچشم من که شبی ازفراق خواب نداشت
به یـــاد لالــۀ ی رویت هَـــوای بـــاران کــرد
به روی شانه چو رقصید زلف او ز نســیم
چه گویَـمت که چه با جان بیقـــراران کرد؟
هزار نغمه ز بلبل به شوق یک گل خاست
چنیـــن هنَــــر غم دلــدادگی هــزاران کرد
گلاب می چکد از خامه ات به جام غزل
شکفته طبع تو را روی گلعذاران کرد
Posted in: Health, Education, Society