علی امیرعسجدی
by on March 6, 2019
19 views

چگونه خود را از دیدگاه خداوند ببینیم
برای چند لحظه دوست دارم زندگیتان را از دیدگاه خداوند ببینید و نه از دید خودتان (اگر می خواهید ، می توانید آگاهی مطلق یا تصور هر چیزی از یک قدرت متعالی که به شما آرامش می بخشد جایگزین کنید ، اما مفهومش همان است ) خداوندسُبحان اینگونه نمیگوید؛ او امروز هیچ فروشی نداشت پس در کتاب من او یک ور شکسته است یا او دوباره ده کیلو وزن اضافه کرده است .او فقط زندگیش را خراب می کند ، یا وای نه ، یک قطع رابطه ی دیگر با دوستش، وقتی او را آفریدم به چه فکر می کردم ؟
آیا واقعا" فکر می کنید خداوند برای خلقت این جهان مسئول است ؟ و شما را بر اساس چیزهای دنیوی قضاوت می کند؟
چند سال پیش ، دوره بدی را می گذراندم که مجبور بودم به خود بقبولانم که درباره موقعیتهای خاصی در زندگیم اشتباه قضاوت کرده ام و آن طور که ملاحظه می شد مرتکب اشتباهات بزرگی شده بودم .هر چه انتخاب بیشتری می کردم احساس بدتری نسبت به خود حس می کردم با اظهار تاسف خود را احمق تصور می کردم! که چه طور می توانستم آن چه را که حالا این قدر واضح است از دست داده باشم؟
من بسیار ناامید بودم از اینکه خداوند و فرشتگان را به خاطر نبودن یک انسان بهتر و یاد نگرفتن سریعتر درسهایم مایوس کرده ام اشک های ناراحتی از چشمانم سرازیر شد....
سپس با همین احساس ناراحتی و ناامیدی صدای لطیفی شروع به صحبت با من کرد ، صدای خداوند و فرشتگان بود که در گوشم طنین انداز شد ...آنها می گفتند فرزندم ، ما در هیبتیم که تو در روی زمین در حال انجام دادن چه کاری هستی . ما تو را با حیرت و غرور بسیار تماشا می کنیم . چه قدر دلیر و بی باکی و چقدر مقاوم هستی ! چه طور می خواهی رشد کنی ، تجربه کنی و احساس کنی ، تو کارت را خوب انجام می دهی و اشتباه نمی کنی ، ما اشتباهاتی نمی بینیم فقط درسهایی است که باید یاد گرفته شود ویا درسهایی که هنوز فرا گرفته نشده است .اگر همه شما فقط برای ثانیه ای می دانستید که چه طور در نظر ما زیبا ظاهر می شوید و ما چه قدر به شما برای خواستن و قبول اینکه در کالبد انسان باشید و روح خود را رشد بدهید افتخار می کنیم ، هرگز اینطور درباره خودتان قضاوت نمی کردید و هرگز احساس نمی کردید که شکست خورده اید .ما شما را دوست داریم......
همانطور که این پیغام را در قلبم دریافت می کردم ، احساس کردم امواجی از لذت و خوشحالی تمام وجودم را شستشو می دهند .
در آن لحظه می دانستم آنچه را شنیده بودم حقیقت داشت و من و شما و همه ما با چنین دلسوزی و عشق ، بی چون و چرا فراتر از آن چه که بتوانیم تصور کنیم مراقبت می شویم . برای لحظه ای کوتاه ، رویایی از جمعیت انبوهی از انسانها را در روی زمین دیدم ، که هر کدام سعی می کردند راه خود را انتخاب کنند که فرمان منتخب خود را در نمایش جهان هستی زنده نگه دارند . همه کس در نظرم همانطور که بودند عالی و خوب جلوه می کردند .ناگهان ، من هم همان عشق مطلق به انسانیت را احساس کردم و اشکهایم مانند رود خانه ای روی صورتم سرازیر شد و این بار اشک خوشحالی بود . آخرین چیزی که از صدای آسمانی به یاد دارم و شنیدم این بود که می گفت : "حالا می دانی که چه احساسی نسبت به تو داریم ؟

Posted in: Education