193

mohsen ghavami
by on May 27, 2019
5 views

آدم نمی‌داند ترس‌هایش از کجا می‌آیند. آن ساعت و دقیقه‌ای که اولین بار یک ترسی پا می‌گذارد توی زندگی هر کسی هیچ وقت خدا جایی ثبت نشده. ترس از گربه، ترس از ارتفاع، ترس از امتحان، ترس از تاریکی، و ترس از مرگ.
من از وقتی یادم می‌آید این ترس از مرگ را با خودم حمل می‌کرده‌ام. مدام نگران بودم. نگرانِ مرگِ مادرم. خب نمی‌توانم بگویم این نگرانی‌ها دقیقا از کی شروع شدند، اما می‌توانم بگویم از چه روزی بیخ پیدا کردند.
سال اول دبستان بودم. یک روزِ جمعه که داشتیم پای سفره ناهار فیلمِ کسل‌کننده بعدازظهرِ تلویزیون را می‌دیدیم، یک‌باره چیزی پرید توی گلوی مامان و دوید سمتِ دستشویی. خواهرم و دو تا از برادرهام دنبالش رفتند. من سرجایم میخکوب ایستاده بودم کنار دیوارِ سالن و خیره نگاه‌شان می‌کردم. نفسش بند آمده بود. یک لحظه بعد با چند تا سرفه‌ای که توی کاسه دستشویی کرد، نفسش جا آمد و همه با هم برگشتند پای فیلم‌شان. اما ماجرا برای من آنجا تمام نشد. جلو و جلوتر رفت. مامان بی‌حال افتاد کفِ دستشویی و مثلِ توی یکی از فیلم‌هایی که پیش‌تر دیده بودم از دهانش کف بیرون آمد. بعد چشم‌هاش از حدقه بیرون زد و رنگش سیاه شد. این‌ها را هما‌ن‌طور که گوشه سالن ایستاده بودم می‌دیدم. در حالی که مامان برگشته بود روبروی تلویزیون و مشغولِ دیدنِ ادامه فیلمش بود. اما انگار کسی من را منگنه کرده بود به دیوار و نمی‌گذاشت جُم بخورم. ترس از مرگی که خیلی هم چیزی ازش نمی‌دانستم از همان روز پهن شد توی زندگی‌ام. نقشِ اول تمام خیالات و اوهامِ این ترس هم، مامان بود. مرگ انگار اصلا برای او ساخته شده بود و فقط دور و بر او می‌پلکید. هر وقت می‌رفت حمام یا دستشویی، تا کارش تمام شود و بیرون بیاید، یک لنگه پا پشت در می‌ایستادم و با هر باری که توی دستشویی، چه می‌دانم مثلا مامان سرفه‌ای می‌کرد، محکم می‌کوبیدم به در و می‌گفتم: «مامان خوبی؟»
کم کم این طور رفتارهایم به حدی رسیده بود که کلافه‌اش می‌کرد. مثلا گاهی شب‌ها از خواب بیدار می‌شدم و می‌رفتم از لای درِ اتاقِ خواب‌شان برای چند دقیقه خیره می‌شدم به پتویی که مامان رویش می‌کشید یا اگر صورتش پیدا بود به دهانش. وقتی بالا و پایین رفتن پتو را می‌دیدم یا صدای خُرخُرِ خفیفی که از دهانش خارج می‌شد را می‌شنیدم، از اینکه مادرم هنوز زنده است و دارد نفس می‌کشد خیالم راحت می‌شد و برمی‌گشتم توی تختم.قسمت 1