by on January 17, 2020
لبت، تنت، سخنت، چهره‌ات تماشایی آهای دختر رعنا چقدر زیبایی به زعم من تو میان تمام مردم شهر سرآمد همه دختران و زن‌هایی به زیر پیرهن تو بهشت گمشده ایست حرارت بدنت دوزخی‌ست رویایی بگو که مادر تو کیست که این چنین زادست دو چشم شرقی و یک صورت اروپایی جنوب داغ لبت سرخی غروب خزر شمال خیس نگاهت خلیج تنهایی تنت روایتی از برف‌های قطب جنوب خودت روایتی از یک پری دریایی پر از حکایت ناگفته‌ای و می‌دانم که تو نخوانده‌ترین داستان دنیایی
2 views 2 likes
by on January 16, 2020
ســــلام؛,میــگمآآآ؛اگر خیـــلی چیزها خریدنی بود برای مادرم کمی جوانی می خریدم... برای پدرم عمر دوباره... و برای خودم خنده های دوران کودکی
2 views 3 likes
by on January 16, 2020
ســــلام،یــک روز بلکه پنجاه ســــال دیگر موهای نوه‌ات را نوازش می‌کنی در ایوانِ ختنۀ عشقت، ســرافرازانه به بهاران و پاییز و به شعرهای شاعری می‌اندیشی که در جوانی‌ات عاشق تو بود شاعری که اگر زنده بود هنوز هم می‌توانست موهای سپیدت را به نخستین برفِ زمستان تشبیه کند و در چینِ دور چشمانت حروفِ مقدس نقر شده بر کتیبه‌های کهن را بیابد یک روز بلکه پنجاه سال دیگر یک ترانه‌ی من را از رادیو خواهی شنید در برنامه‌ی مروری بر ترانه‌های کهن شاید و بار دیگر به یادخواهی آورد سطرهایی را که به ...
4 views 5 likes
by on January 15, 2020
آمد بهـــار جان‌ها ای شـــــاخ تر به رقص آ چون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقص آ ای شــــاه عشــــق پَـــرور مانند شــیر مادر ای شـــیرجوش دررو جـــان پــدر به رقص آ چوگان زلف دیدی چون گُــــوی دررســـیدی از پا و سَــــر بریدی بی‌پا و سَــــر به رقص آ تیغی به دســـت خونی آمد مَــــرا که چونی گفتم بیا که خیر است گفتا نه شربه رقص آ از عشــــق تاجـــداران در چــــرخ او چو باران آن جا قبا چه باشد ای خوش کمر به رقص آ ای مســت هســـت گشــته بر تو فنا نبشته رقعه فنـــا رســـــیده بهر ســـــفر ...
4 views 1 like
by on January 15, 2020
ﻣﺎﺩﺭها با گذشت ترین قهرمانانِ زندگی هستند؛ ازهمون لحظه ای که مادرمیشوند شیرۀ جانشان رابفرزندانشان میبخشند ...ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ خانهراصفاداده ﺭﺍﻫﺮﻭﻫﺎ ﺭﺍ ﺟﺎﺭﻭ ﻣﯿﮑﺸَنـــﺪ ﭘﻮﮐﯽ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﺶان ﺭﺍ ﻗﺎﯾﻢ ﻣﯿﮑننـــﺪ اگرغذاکم بیـــآد،آنهاســــــیرهستند، ﻭ ﺭﻧﮓ ﺩﮐﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﻟﺒﺎﺳﺶ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﻪ ﺍﻟﻤﭙﯿﮏ ﻧﺮﻓﺘﻪ اند،،،ﺍﻣﺎ آنهابهترین ﻗﻬﺮﻣﺎنـان زندگــی هستنــد...
3 views 1 like
by on January 15, 2020
کاش می شد تا افق پرواز کرد حل مشکل را به عشق آغاز کرد کاش می شد شعرماندن را سرود با ظهورت یک غزل اعجاز کرد کاش می شد لحظه های عشق را بی ریا و با نگاه ابراز کرد …
3 views 0 likes
by on January 15, 2020
عزیزم دوستت دارم ولی با ترس و پنهانی که پنهان کردن یک عشق یعنی اوج ویرانی دلم رنج عجیبی می برد از دوری ات ، اما نجابت می کند مانند بانو های ایرانی … تحمل کردن این راز از من سخت و دشوار است که روزی خسته خواهد شد دل از اندوه طولانی غمت را می خورد هر شب دل نازک تر از شیشه تو سنگی را نمی خواهی کنار شیشه بنشانی! مرا باور کنی شاید به راه عشق برگردم نه از این دست باورهای مردم در مسلمانی ! ” عزیزم دوستت دارم ” غم این جمله را دیدی ؟! تفاوت دارد این سیلاب با شب های بارانی …..
3 views 1 like
by on January 14, 2020
Life is not a bed of roses Neither full of thorns It’s beautiful It’s wonderful Needed to be careful زندگی ، تختِ پر از گُلِ رُز نیست و پر از خار نیز نیست زندگی زیباست شگفت انگیز است اگرچه باید احتیاط کرد
3 views 5 likes
by on January 14, 2020
دوستت دارم و این واژه حقیقت دارد قلمم بر تو وُ بر عشق ارادت دارد واژه ها در تب و تاب اند و دمادم سر مست باز هم در غزلم عشق حکایت دارد من اگر از تو نگویم..... قلمم خشک شود بس که این شاعر شیدا به تو عادت دارد یک نگاه تو جهان را به من ارزان بخشید بس که چشمان سیاه تو سخاوت دارد فکر بوسیدنت آمد به غزل..... حکمش چیست؟ در میان غزلم بوسه کراهت دارد؟ حُسن تعلیل غزل..... مصرع آخِر باشد ماهی تشنه به آغوش تو عادت دارد
3 views 4 likes
by on January 14, 2020
می‌شود راه شوی و سر به راهم بکنی؟ مژه بر هــم بزنـی و رو بِــه راهم بکنـــی؟ 🔴 به‌هم رحم کنیم، تا خداوندهم به‌ شما رحم کند معروف است كه خداوند به حضرتِ موسی گفت: قحطی خواهد آمد، به قومِ بنیاسرائیل بگو آماده باشند حضرتِ موسی به قومش گفت و آنها از دیوار خانه ها بهمنازلِهم معبرهائی ایجاد کردند که در هنگام سختی به داد هم برسند که تا این بَلایِ قحطی بگذرد مدتی گذشت اما قحطی نیامد ، حضرتِ موسی علت را از خداوند پرسید،که آفریدگار سبحان به او گفت ؛ دیدم که افراد به هم رحم کردند من چگونه...
2 views 2 likes
by on January 14, 2020
می‌شود راه شوی و سر به راهم بکنی؟ مژه بر هم بزنی و رو به راهم بکنی؟ به غزل‌خوانی چشمان سیاهت مستم آمدم شعر شوم تا که نگاهم بکنی دیدن روی تو ای ماه گناه است اگر من به سر آمده‌ام غرق گناهم بکنی! سر که آشفته شود شانه برایش خوب است هر دم آشفته شوم، شانه فراهم بکنی ماهِ من حرف دروغ تو شنیدن دارد من خودم خواسته‌ام تا که سیاهم بکنی منِ متروکِ رها دور و برم دیوار است چه‌شود، راه شوی و سر به راهم بکنی
1 view 2 likes
by on January 14, 2020
:heart:سلام محبوب قلبم؛ :heart: میگمآ؛بیـــاﻫﻤــﻪ ﭼﯿــﺰ را ﺳـﺎﺩﻩ ولطف وکرامت خدابدانیـــم؛خدای بسیارمهربانِ بنده نواز؛ ﺯﻧـﺪﮔــﯽ،اعتقادات،ﻋﺸــﻖ ،محبّت،ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ:sparkling_heart: عبادات،نیکوکاری،صداقت،ﺭﻓﺘــﻦها ﺁﻣــﺪﻥهـــا،بودنهـــا:sparkling_heart:… عادت کردن به نیکیهاوگریزاززشتیوا وپلیدیها ونفرت:sparkling_heart:... ﺍﻣــﺎ ﭼﯿــﺰﯼ ﮐـﻪ ﺳــــــﺎﺩﻩ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑـﺎﻭﺭ ﺍﯾـﻦ ﺳـﺎﺩﻩ ﺑـﻮﺩﻥﻫـﺎﺳﺖ
2 views 0 likes