by on February 9, 2019
بار ها در جدال با انسان ها بوده ام انسان هایی که برای از دست ندادن می جنگیدند اما فقط یک بار از عمق وجود هراس را احساس کردم هنگام جنگ با مردی که هیچ چیز برای از دست دادن نداشت #سينا_آشوغ
6 views 3 likes
by on February 8, 2019
تا حالا تو زندگی شکستید ؟ خرد شدید ؟ صدای خرد شدن خودتونو شنیدید ؟ من شنیدم بار اول روزها اشک ریختم سردرد می گرفتم و گاهی حالت تهوع ! یادمه از حال می رفتم تب می کردم مات می شدم هنوزم بعد از سالها وقتی یادم می افته بغض میکنم .... شاید اگه نگاههای عزیزانم به من نبود دیگه هیچوقت از روی زمین بلند نمیشدم اما نگاه نگرانشون به من ! من و بلند کرد از زمین از خدا کمک خواستم و بلند شدم ! صداش کردم و بلند شدم هیچوقت مثل روز اولم نشدم ... روزای قبل از خرد شدن ...قبل از شکسته شدن ... اما خوب!...
7 views 6 likes
by on February 8, 2019
افتاده ام به دام بلایی به نام عشق.. ختم به خیر می شود این ماجرا به تو
7 views 5 likes
by on February 7, 2019
بعد از تو دگر یار نگــــیرم نگیرم به دستت اسیرم بعد از تو ز غم من بمیــــرم بمیرم دل از تو نگیرم چقدر سخته جدایی منم دارم خدایی نشستم تا بیایی.. بگویــم بی وفایی کجایی آی کجایی؟ رفتی به سفر زود بیایی بیایی ندانم کجایی کجایی کجایی گفتی نکنی فکر جدایی جدایی جدایی جدایی ندانم کجـایــی مگر با تو چه کردم که بنشاندی به دردم ؟ کنون با آه سردم به مــا بـــی اعتنایی کجایی وای کجایی ای دریــــغ از زندگــانی… من بمیرم در جوانی وای جوانی من به پایت سجده کردم تا نموندی در گرانی در گرانی
8 views 4 likes
by on February 7, 2019
گاهی آدم ها دلگیرند و دلتنگ آرام میخزند کنجِ اتاق شان با یک بغل تنهایی ؛ گاهی تا اطلاع ثانوی تعطیل اند ؛ لطفا بعدا مزاحم شوید
8 views 3 likes
by on February 7, 2019
دلتنگ که باشی تمام تلاشت راهم بکنی تا خوش بگذرد فایده ای ندارد تا نیاید، تا نباشد تو دلت تنگ است …
6 views 3 likes
by on February 7, 2019
روزگار غریبیست آدم ها یک روز دورت میگردند روزی دیگر دورت میزنند یک روز ازت دل میبَرند روزی دیگر دل میبُرند یک روز تنهاییت را پر میکنند وقتی خوب وابسته ات کردند به جای اینکه درکت کنند ترکت میکنند …
7 views 5 likes
by on February 6, 2019
مرور میکنم ایام رفته را... خاطرات به جا مانده را... دفتر ها ورق خورد... روزها گذشت... سایه سنگین غم به سیاهی شب تار بروجودم... وجود بی تو... همچنان گسترده است... روزگاری نه چندان دور قلبم سرشار از سرور می شد با نگاهی... عشق را رنگین ترازهمیشه در وسعت خیالم ... درنگاهم پی می گرفتم... زیبایی... حتی دررگ برگها... درغنچه هایی که حریسانه درتلاش زندگی بودند درنگاهم جلوه گر بود... بربال خیال تا افق های دوردست پروازمی کردم... چون ابری بازیگوش درآسمان نیلگون... واکنون... ای پرنده ی عشق.....
4 views 4 likes
by on February 6, 2019
اومـدیـــم زندگـــے ڪنیــــم ڪـــہ بعـــــد بمیــریـــم روزے هـــزار بـار مردیــــم هنــوز زندگــــے نڪــردیـــم...
6 views 4 likes
by on February 6, 2019
بر ماسه ها نوشتـــــم ... دریای هستی من ، از عشق توست سرشار... این را به یاد... بسپــــار! بر ماسه ها نوشتـــــی ... ای همزبان دیرین ... این آرزوی پاکـــــــی است؛ اما... به باد بسپــــار !! فریدون مشیری
7 views 6 likes
by on February 6, 2019
ﺍﺯ ﮔﺮﻩﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﺷﻤﺎﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﻠﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ، ﺩﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻟﺤﻈﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪﻡ، ﮔِﺮِهی ﺑﻪ ﻧﺎﻓﻢ ﺯﺩﻧﺪ، ﮐﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﮔﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﻔﻬﻤﻢ! ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﺮﻩ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺑﺪﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ... ﺷﺎﯾﺪ ﺣﮑﻤﺘﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻩﻫﺎﺳﺖ! ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺒﯿﻨﯽ ﻭ ﺻﺒﺮ، ﻫﺮ ﮔﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺭﻧﮕﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﮐﻨﺎﺭ ﮔﺮﻩ ﺑﻌﺪﯼ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻡ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺁﻧﭽﻪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺭﻗﻢ ﺯﺩﻩ ﺩﺍﺭﻡ... ﺷﺎﯾﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﺮﺳﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﮔﺮﻩ ﻓﺮﺷﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﺒﺎﻓﻢ... ﻓﺮﺷﯽ ﮐﻪ ﺧﺎﻟﻖ ﻫﺴﺘﯽ ﻧﻘﺸﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﻭ ﻣﺮﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﻓﺘﻨﺶ ﺑﺮﮔﺰﯾﺪﻩ... ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﻻﺯﻡ ﺭﺍ ...
7 views 3 likes
by on February 6, 2019
آغاز و ختم ماجرا لمس تماشاى تو بود! #افشین_یداللهی
7 views 6 likes