by on January 15, 2020
آمد بهـــار جان‌ها ای شـــــاخ تر به رقص آ چون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقص آ ای شــــاه عشــــق پَـــرور مانند شــیر مادر ای شـــیرجوش دررو جـــان پــدر به رقص آ چوگان زلف دیدی چون گُــــوی دررســـیدی از پا و سَــــر بریدی بی‌پا و سَــــر به رقص آ تیغی به دســـت خونی آمد مَــــرا که چونی گفتم بیا که خیر است گفتا نه شربه رقص آ از عشــــق تاجـــداران در چــــرخ او چو باران آن جا قبا چه باشد ای خوش کمر به رقص آ ای مســت هســـت گشــته بر تو فنا نبشته رقعه فنـــا رســـــیده بهر ســـــفر ...
6 views 1 like