by on December 3, 2019
از من شب هجر می‌بپرسید حباب دریای غمم کدام آرام و چه خواب در دل بود آرام و خیالی هر موج در دیده خیال خواب شد نقش بر آب ........... خاقانیِ شِروانی
4 views 2 likes
by on November 25, 2019
سلام دﻟﺘﻨﮕﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ ...... ﺩﯾﮕﺮ ﻓﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﻫﻮﺍﯼ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺑﺮﯼ ﺑﺎﺷﺪ .... ﯾﺎ ﭘﺸﺖ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺁﻓﺘﺎﺏِ عالَمتاب ﺑﺘﺎﺑﺪ .... ﺩﯾﮕﺮ ﺷﺐ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﻢ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﮕﯿﺮﻡ ..... ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﯽ ﭼﻘﺪﺭ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ..... ﮐﺎﻓﯽ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻧﻘﻄﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﻮﻡ ..... ﭼﻪ ﺧﺎﻃﺮﯼ ﻧﻘﺶ ﻣﯿﺒﻨﺪﺩ ﻣﯿﺎﻥ ﺭﻭﯾﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﯿﺴﺎﺯﻡ ..... ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﻪ ﺁﻟﻮﺩ ﻣﻦ ﻗﺪﻡ ﺑﺰﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﻥ ﺟﻨﮕﻞ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﺑﻤﺎﻥ .... ﺻﺒﺢ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺭﺩ ﭘﺎﻫﺎﯾﺖ ﺑﯿﻘﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ... ﻭ ﻣﻦ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﻟﺘﻨﮕﺖ ﻣﯿﺸﻮم و آرزو میکنم سرتو بذاری رو قلبم منم عطرموها...
6 views 5 likes
by on November 14, 2019
ســـلام، عزیزم بــا تو بودن را دوست دارم تو ميداني بي تو ماندن را مرگ ميدانم... باز هم تو ميداني برايت قصه ميگويم برايت شعر ميخوانم و اين بهانه هايِ عاشقانۀ ی من است تو ميداني ؛درهر نگاه سردي ،در طنين صداي لرزاني موج تمنائي نهفته است تو ميداني روزها از پي هم ميگذرند ناله اي ميشنوم صداي ِخواهش ِعاشق قلبيست تو ميداني و گهگُداري اين انديشهء سنگين از ذهن من ميگذرد آن چيست که تو آن را نميداني؟ تو ميداني آري آري ،تو ميداني که هموارهبه نیکی میسرایم من تو را بي تو زندگی بسیار س...
6 views 5 likes