by on October 15, 2019
داستان من و چشم تو شنیدن داردخواب این فاصله تعبیر رسیدن داردپیچک خاطره ی موی تو در دامن بادنقش این پرتره در سینه کشیدن داردگفتی از ساعت دیدار و ببین عقربه رادر پی ثانیه ها شوق دویدن داردگرچه یک باغ پر از وسوسه ی بوی گلیبوسه از غنچه ی لب های تو چیدن داردلب به لب گفتم و ای کاش که قسمت بشودطعم لب های اناری که چشیدن داردناز معشوقه ی ما گر چه گران است ولیهر چه این عشوه گران تر که خریدن داردعاشقت هستم و ای کاش تو هم می بودیگفتن این خبر و چشم تو دیدن دارد
4 views 5 likes